محله جلالیه

محله

جلالیه

محله جلالیه پیش از سال ۹۹، بخشی از محله رضائیه بوده است. نام گودال خشتمال‌ها در این محله با واقعه گوهرشاد گره خورده است. آن‌طور که در تاریخ شفاهی مشهد بیان شده بعد از واقعه گوهرشاد یکی از مکان‌هایی که جنازه شهدای گوهرشاد به صورت گور دسته جمعی در آن دفن شده، گودال خشتمال‌ها بوده است.

محله جلالیه
سلمان یزدفاضلی قدیمی‌ترین روغن‌گیری سنتی شهرمان را دارد. پیرمرد هشتادودوساله‌ای که پدر و پدربزرگش نیز روغن‌گیر بوده‌اند.خودش می‌گوید: «یکی از برادرانم، عطار و حکیم معروفی بود به اسم حاج‌رضا یزدفاضلی. دو برادر دیگرم نیز مدتی روغن‌گر بودند.
معلمان باغیرت مدارس در اقدامی جهادی آستین بالا زده‌اند و در گوشه‌و‌کنار شهر به‌خصوص مساجد، کلاس‌های رفع اشکال برگزار می‌کنند، درست مثل مسجد حاج‌احمد محله جلالیه که میزبان دانش‌آموزان ابتدایی مدرسه زهرا ارباب شده است.
در بزرگ و سفیدرنگش از همان حاشیه بولوار ولایت پیداست؛ روی تابلو بزرگ نوشته شده «پارک موضوعی و فرهنگسرای زیارت».المان‌ها و ماکت‌های رضوی آنقدر طبیعی و خوب کار گذاشته شده که خود را در صحن سقاخانه حرم احساس می‌کنم.
نقاشی «پل سرخس» را فاطمه سادات صفاری کشیده است. صفاری نقاشی این پل را خلاصه شده شهر مشهد می‌داند و می‌گوید: «پل سرخس» سه سطح دارد. بخش داخلی که بیشتر در دید است با موضوع حرم امام‌رضا (ع) طراحی شده است.
روغن گیری حاج حسین سلمان فاضلی را همه محله جلالیه می‌شناسند. حاجی با اینکه عمری از او می‌رود حاضر نیست دستگاه را جانشین هاون بزرگ چوبی کند، می‌گوید: «هاون ما روغن را نمی‌سوزاند اما دستگاه‌ها روغن را می‌سوزاند.
سیدکریم جمالی‌رضوان ۴۰سالی است که دلوساز چرخ زندگ‌اش را می‌چرخاند. او شاگرد حاجی‌کردستانی دلوسازی معروف محله جلالیه بوده است. او در ابتدا کار فروش لاستیک‌های ماشین را انجام می‌دهد و در ادامه دلوساز می‌شود.
صفیه سالار‌رضایی را ساکنان محله به نام همسرش ناصری و یکی از بانوان مکتبی می‌شناسند. علاقه او به قرآن از همان مکتب خانه و بانوانی که آموزش قرآن به بچه‌ها می‌دادند شروع می‌شد.
محمد سلطانی، از کودکی و چهارراه جلالیه عاشق سینما بود. او حالا با ساخت فیلم تصویرگر زندگی مشهدی‌هاست و در این باره می‌گوید: من بچه پایین‌شهر و به زیروبم تمام محله‌ها و کوچه‌های آنجا آشنا هستم.
حاجی‌کردستانی سطل‌ساز را همه می‌شناسند. او می‌گوید: در قدیم این‌طور شغل‌ها مخصوص اهالی پایین‌خیابان بود، اما حالا دیگر کسی این شغل را ندارد و یادش نمی‌آید از روز‌هایی که سطل‌ها را به ۳ قران می‌فروختند.
اطرافش چرخ‌هایی است که نشان شیر دارد، از همان‌هایی که روزگاری کنار درگاهی خانه‌ها جای داشت. چرخ روزگار حجره حاج‌محمد سهیلی نیم‌قرن است که با تعمیر همین چرخ‌های خیاطی کوک است.
راسته بازار مسگران مشهد حوالی خیابان «سرخس» از بازارهای قدیمی مشهد است. اغلب کسبه آن سابقه‌ای نزدیک به نیم قرن دارند. پیشینه مسگری به ۵ هزارسال قبل می‌رسد و یکی از هنر‌های سنتی ایرانی به شمار می‌آید.
دکتر اعتضادی مدیر مجموعه درمانی امام زمان (عج) در یکی از محله‌های قدیمی و محروم مشهد است. این یکی از افتخارات دکتر است. از افتخاراتش حضور در خط مقدم است. می‌گوید: در عملیات طریق القدس و عملیات کوه‌های ا... اکبر خوزستان و فتح بستان جراح خط مقدم بودم. فکر کنید آدم بین گلوله و آتش و مرگ بخواهد جراحی هم بکند آن هم داخل کانتینر.
این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل می‌کنند و در رسته کم‌توانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای می‌گیرند. هرکدام از آنها شاید به‌ظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود را دارند.
دکتر ابوالقاسم رضایی، متخصص ارتوپد بیمارستان امام زمان (عج) است. او را به عنوان دکتر خیرخواه می‌شناسند چون تمام عمر کاری‌اش را وقف بیماران نیازمند کرده است.
سر نبش خیابان سرخس روی شیشه‌هایش با خط نستعلیق و به‌رنگ آبی آسمانی نوشته است «کفاشی قربانی». ۴۰ سال است ساکنان محله کفش‌های خود را از حاج حسن می‌خرند. می‌گوید: کفش‌ هم دوره‌ دارد.
پایه‌گذار قهوه‌خانه عرب یک نجفی بود و بعد هم آقای عرب که حالا سن و سالی از او گذشته و در بستر بیماری است. توکلیان از قدیمی محله می‌گوید: تنها چیزی که از آن زمان به خاطرم مانده مهره‌هایی است که با آن چای می‌خریدند.
حجره موسی دستوری پرشده از خورجین‌های خوش رنگ و نقش. می‌گوید: صبح‌ها که به حجره می‌آیم تا شب به نفس همین روستایی‌ها زنده‌ام، چه آنها که برایم گلیم و نمدبافته‌شده می‌آورند و چه آنها که خریدارند.
فضای ۱۶هکتاری و پیچ‌درپیچ پارک از همان ابتدا تعلیق دارد، آن‌قدر که آدم دوست دارد زود‌تر برسد به آن بالا و ببیند نقطه آخر به کجا ختم می‌شود.
مادر دکتر رضا دهستانی، متخصص قلب و عروق در جوانی و در ۳۵‌سالگی به دلیل بیماری قلبی فوت می‌کند و او از همان زمان تصمیم می‌گیرد متخصص قلب و عروق شود. می‌گوید: در کارم دنبال پول نبودم.
کتابخانه «شهید مفتح» علاوه‌بر امانت‌دادن کتاب، محیطی برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی‌ است. این کتابخانه در طول چند دهه فعالیتش پناهگاهی برای دانش‌آموزان و علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی بوده است.